باورهای غلط در مورد بیماری اسکیزوفرنی


در مورد بیماری . نماگویا – اطلاعات نادرست زیادی در مورد وجود دارد. بعضی از آن‌ها از طریق فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی به مردم گفته می‌شود یا گاهی از اوقات وقتی‌که مردم در حال صحبت راجع به بیماری روانی هستند از حرف‌های کلیشه‌ای استفاده می‌کنند.

اطلاعات نادرست زیادی در مورد وجود دارد. بعضی از آن‌ها از طریق فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی به مردم گفته می‌شود یا گاهی از اوقات وقتی‌که مردم در حال صحبت راجع به روانی هستند از حرف‌های کلیشه‌ای استفاده می‌کنند.

به گزارش شفا آنلاین: با توجه به این موارد در ادامه به ۹ مورد از باورهای نادرست مرسوم در مورد اشاره می‌کنیم و حقایق مربوط به آن‌ها را بیان می‌داریم.

۱٫ به این معنا است که شخصیت‌های متعددی دارید. این یکی از بزرگ‌ترین تعبیرهای غلط مربوط به <Schizophrenia>است. بر اساس یک نظرسنجی ۶۴ درصد از آمریکایی‌ها بر این باور هستند که شامل یک شخصیت چندگانه است، یعنی فرد طوری عمل می‌کند که شخصیت دو فرد مجزا را دارد. حقیقت این است که شخص مبتلا به دو شخصیت متفاوت ندارد. در عوض، چنین فردی ایده‌های اشتباهی دارد و تماس خود با حقیقت را ازدست‌داده است. به‌طورکلی، اختلال شخصیت چندگانه با مرتبط نیست.
۲٫ اکثر افراد مبتلا به خشمگین و خطرناک هستند. در اکثر فیلم‌ها و نمایش‌های تلویزیونی قاتل دیوانه مبتلا به این مشکل است. اما در زندگی واقعی چنین چیزی وجود ندارد. اگرچه افراد مبتلا به می‌توانند در بعضی از اوقات رفتار غیرقابل‌پیش‌بینی داشته باشند، اما اکثر آن‌ها خشمگین نیستند مگر آنکه با آن‌ها بدرفتاری شود. حقیقت این است که وقتی‌که افراد مبتلا به اختلال مغزی دست به اعمال خشمگینانه می‌زدند معمولا مبتلا به یک مشکل دیگر همچون مشکلات رفتاری دوران کودکی یا سوءمصرف مواد هستند.

۳٫ تربیت بد دلیل است. غالبا پدرها و مادرها، مخصوصا مادرها را مقصر کودک می‌دانند، اما یک روانی است. این دلایل بسیاری همچون ژن‌ها، ترموما یا ضربه روحی و سوءمصرف مواد دارد. حقیقت این است که اشتباهات والدین منجر به بروز این در کودک نمی‌شوند. درنتیجه نباید نوع تربیت والدین را ابتلای کودک به دخیل دانست.

۴٫ اگر والدین شما مبتلا به باشند شما نیز به مبتلا می‌شوید. ژن‌ها واقعا در ابتلا به نقشی را ایفا می‌کنند. اما صرف مبتلا بودن والدین شما به به این معنا نیست که شما نیز به این مبتلا خواهید شد. اگر یکی از والدین شما مبتلا به باشند خطر ابتلای شما به این حدود ۱۰ درصد است. هر چه افراد بیشتری از خانواده شما به مبتلا باشند، احتمال ابتلای شما به این بیشتر است. درنتیجه این‌گونه باید بیان داشت که صرف مبتلا بودن یکی از والدین به نمی‌تواند الزاما منجر به ابتلای کودک به شود.

۵٫ افراد مبتلا به باهوش نیستند. بعضی از تحقیق‌ها دریافتند که افراد مبتلا به این در آزمون‌های مهارت ذهنی همچون توجه، یادگیری و حافظه دچار مشکل هستند. اما این به این معنا نیست که چنین افرادی باهوش نیستند. بسیاری از افراد خلاق و باهوش تاریخ مبتلا به این مشکل بوده‌اند که برای نمونه می‌توان به واسلاو نیجینسکی، رقاص باله روسی و جان ناش، برنده نوبل ریاضی اشاره کرد. حتی دانشمندان در حال بررسی پیوند میان ژن‌هایی هستند که هم به روان‌پریشی و هم به خلاقیت مرتبط هستند.

۶٫ اگر مبتلا به باشد، متعلق به یک بیمارستان روانی هستید. زمانی بود که افراد مبتلا به ‌های روانی به تیمارستان و حتی زندان‌ها فرستاده می‌شدند. اما اکنون‌که کارشناس‌ها اطلاعت بیشتری در مورد این دارند افراد کمتری نیاز به بستری شدن درجاهای با امکانات سلامت روانی فراوان دارند. اکثر افراد مبتلا به در کنار خانواده خود یا در یک مسکن حمایتی زندگی می‌کنند. درنتیجه، در صورت مواجه‌شدن با یک فرد مبتلا به نباید این احساس خطر در شما شکل بگیرد که او متعلق به یک بیمارستان روانی است.

۷٫ اگر مبتلا به باشید نمی‌توانید شغل خود را حفظ کنید. امکان به دست آوردن شغل و رفت‌وآمد هرروزه به محیط کار را سخت‌تر می‌سازد. اما با یک درمان مناسب، بسیاری از افراد مبتلا به می‌توانند شغلی را پیدا و حفظ کنند که متناسب بامهارت ها و توانایی‌های آن‌ها است. درنتیجه، ابتلا به به معنای بیکار شدن نیست، بلکه یک فرد مبتلا به همچنان می‌تواند با توجه به مهارت‌ها و توانایی‌های خودکار کند.

۸٫ باعث تنبلی فرد می‌شود. این باعث می‌شود که فرد در برآمدن از عهده نیازهای روزانه خود همچون لباس پوشیدن و استحمام کردن دچار مشکل شود و انجام چنین کارهایی برای او سخت‌تر باشد. اما این به این معنا نیست که افراد مبتلا به افراد تنبلی هستند، بلکه این افراد برای انجام بعضی از نیازهای روزانه خود نیاز به کمک دارند. درنتیجه، یک فرد مبتلا به تنبل نیست، بلکه او باعث شده است که برای انجام بعضی از کارهای روزانه خود نیاز به کمک دیگران داشته باشد.

۹٫ یک فرد مبتلا به هرگز بهبود نمی‌یابد. درمان می‌تواند سخت باشد، اما سخت بودن درمان به این معنا نیست که یک لاعلاج است. حدود ۲۵ درصد از افراد مبتلا به این می‌توانند با داور و درمان مناسب به‌طور کامل از شر این خلاص شوند.۵۰ درصد دیگر نیز می‌توانند با استفاده از دارو و درمان مناسب با بهبود چشمگیری در علائم خود مواجه شوند. به‌طورکلی، ابتلا به این به معنای ناتوان شدن فرد نیست، بلکه بسیاری از افراد مبتلا به این مشکل زندگی‌های کامل و پرفایده‌ای دارند. درنتیجه، یک فرد مبتلا به نباید امید خود را از دست دهد و باید در جهت رفع خود تلاش کند.سپید

WebMD

(Visited 1 times, 1 visits today)

مطالب مرتبط:




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.